تبليغات

روحانيون الگوي مردم هستند

بیو گافی خود را بیان کنید :

اینجانب حسین دادگر متولد سال 1306 در قریه الخیر به دنیا آمدم .آن زمان فقر بیداد می کرد و می توان گفت من در خانواده ای فقیر به دنیا آمدم چون وضعیت اکثر مردم به همین منوال بود و روزگار به سختی و مشقت سپری می شد. وقتی کودکی را سپری کردم در ابتدای نوجوانی مانند بسیاری دیگر به کار گماشته  شدم . آن زمان در روستا کاری نبود و برای یافتن کار حداقل می بایست 50 کیلومتر پیاده روی میکردیم. یعنی از نیمه شب بیدار می شدیم و باز نیمه شب باز می گشتیم و این منحصر به جنس مذکر نبود. بودند بسیاری از زنها که کودکان شیرخواره را رها می کردند و برای سیر کردن  شکم  فرزندان این مسیر طولانی را طی می کردند و ظلم خان و خوانین را به جان می خریدند . روزگاری که مردم به نان جو راضی بودند و همین نیز از آنان دریغ می شد . مردم آنقدر زحمت می کشیدند که آسایش برایشان عذاب وجدان بود . زمانی که اگر خان ها ناموس کسی را می خواستند کسی را جرات مقابله با آنان نبود.

از همان ابتدا در مراسم عزاداری امام حسین (ع)  شرکت می کردم وگاهی نوحه سرایی می کردم . آن زمان مراسم عزاداری امام حسین (ع) در کمال  سادگی و زیبایی برگزار می شد و من این مراسم را بسیار دوست داشتم. چون مردم مانند مراسمشان بی ریا و ساده دل  بودند و با آنکه آن همه زحمت و سختی بر شانه هایشان  سنگینی می کرد و رنجشان می داد ، هیچ گاه به خدا شکایتی نمی کردند  . وارد جوانی که شدم در سال 1327 وارد حوزه علمیه امام صادق شدم و این بهترین مرحله از زندگی ام بود .

اولین استادم شیخ جعفر زندیس بود و پس از او در محضر مرحوم شیخ محمد حسن عندلیبی و مرحوم  حاج میرزا محمد علی عندلیبی و آیت الله سید محمد علی نسابه بودم . مدت 15 سال در روستاهای دور و نزدیک به تبلیغ دین پرداختم و مخصوصا وقتی امام خمینی وارد صحنه شد و انقلاب به طور جدی رشد کرد به تبلیغ در این زمینه پرداختیم. چند بار ما را به شهربانی آن زمان کشاندند، اما چون محیط کوچک بود و مرحوم آیت الله نسابه مورد احترام همه بود به خاطر ایشان ما را زندانی نمی کردند و به ما اخطار می دادند اما گوش ما بدهکار این حرف ها نبود . مدت هشت سال عضو شورای روستا بودم و در این زمان بود که مسئولیت واگذاری زمین مسکونی و باغات به عهده این جانب و شهید نوابی بود و تا آنجایی که توانستم به همراه آن عزیز سفر کرده که در دین داری و مسئولیت پذیری سرآمد همه و نمونه کامل بود ، از زمین خواری جلوگیری کرده و به رغم تمام اختیارات حتی به خود و فرزندانمان وجبی از این زمین ها را ندادیم و بعد از پیروزی انقلاب بسیج را راه اندازی کردیم که یکی از افتخارات آن وجود مبارک هفتاد و دو تن لاله پرپر شده است که بر تارک وجود جنت شهر می درخشد . در زمان جنگ این جانب برای تبلیغ به جبهه اعزام شدم و بهترین دوره زندگیم زمانی بود که در کنار رزمندگان دلاور و پاک سرشت این مملکت بودم . همه آن لحظات ملکوتی بود و به قول رهبر بزرگوارمان زمان جنگ درهای آسمان باز شد، فرشتگانی به زمین آمدند و جنگیدند و باز به آسمان باز گشتند . در همین زمان اتفاق بزرگ زندگیم روی داد . و چند تن از روحانیون داراب که من هم جزء آنان بودم به خدمت رهبر فرزانه و سفر کرده مان امام خمینی (ره) نایل شدیم . هنوز هم عطر وجود مبارک امام را در مشامم استشمام می کنم .

میزان تحصیلات این جانب از جامع المقدمات اصول و فروع تا کفایت الاصول است . به علت کهولت سن و ناتوانی حوزه علمیه را ترک کردم تا جوانها فرصت شکوفایی پیدا کنند . به روحانیت علاقه شدیدی داشتم مخصوصا زمانی که با آیت ا... نسابه و مرحوم عندلیبی آشنا شدم، عزم من بیشتر جزم شد .مدتی هم تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیلات به قم بروم که آیت الله نسابه مخالفت کرد و گفت که اینجا به شما بیشتر نیاز است .

- آیا از روحانی بودن لذت می برید؟

بلی خیلی زیاد. روحانیت اگر از قالب سادگی خارج نشود بسیار زیبا و آسمانی است. هنوز هم وقتی به یاد می آورم زمانی که حوزه علمیه را آب و جارو می کردیم و عطر گل های نارنج در فضا می پیچید مانند گوشه ای از بهشت می شد و هر کسی را سرمست می کرد. جمع آوری بهار نارنج یکی از خاطرات زیبای من است که در مدتی که دور از خانواده در حوزه سپری می کردم به آن سرگرم می شدم و صحبتم را با این کار شروع می کردم . - جامعه روحانیت آن زمان باحال چه تفاوت هایی دارد؟ نظر به اینکه مردم آن زمان زیاد به سیاست کاری نداشتند و چون اکثر آنها بیسواد بودند وظیفه روحانیت بیشتر آشنا کردن مردم با احکام شرعی و معارف اسلامی بود . اما در این زمان علاوه بر  این مردم از سواد بالایی برخوردارند و دشمنان زیادی برای انقلاب دندان تیز کرده و تبلیغات بدی را راه انداخته اند، وظیفه روحانیت فعلی زیادتر شده و باید از نظر مسائل سیاسی نیز به مردم آگاهی دهند . مخصوصا قشر جوان که مقداری خام هستند و روحانیت باید بکوشند تا در دام دشمنان اسلام اسیر نشوند. البته جامعه روحانیت به خاطر سادگی و ساده زیستی توقع آنچنانی ندارند اما مردم نباید فکر کنند که روحانیت همیشه باید در مشقت زندگی کنند .البته مردم گاهی اوقات کم لطفی می کنند. خود من را همه می شناسند و می فهمند که در جریان انقلاب حتی یک وجب زمین هم نخواستم اما هیچ گاه کسی نمی گوید اما اگر کسی از روحانیت یک خانه خوب ساخت همه انگشت اشاره به او دراز می کنند و خود را در معرض گناه تهمت قرار می دهند . این جانب پس از سال ها درخواست وامی به شهرداری کرده ام تا بتوانم خانه نیم سازی که داشتم را کمی سرو سامان بدهم اما به هزار بهانه رد کردند و طوری خرج تراشی کردند که از گرفتن منصرف شدم.

- وظایف روحانیون حال حاضر اجتماع جنت شهر چیست؟

روحانیون الگوی مردم هستند و یک الگو باید نمونه کامل معرفت ، خویشتن داری ، مردم داری و صبر و گذشت باشد. - اصل ولایی بودن برای روحانیون چه اهمیتی دارد ؟ ولایت برای روحانیون یعنی استخوان برای بدن یعنی ستون برای خانه که اگر نباشد هم بدن و هم خانه فرو خواهد ریخت. -  کلام آخر :اسلام را قدر بدانیم ولایت را تنها نگذارید مواظب مکرر و بهان روزگار باشید و مگذارید گرگ منافقان شکم دین فرزندان را پاره کنند .        

 

منبع: گاهنامه نيم نگاه

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

خبرنامه پیامکی

با عضویت در خبرنامه شما می توانید از آخرین اخبار و اطلاعات سایت مطلع شوید.




اشتراك خبرنامه

آمار

بازدیدکنندگان
196
مطالب
277
تعداد بازدید مطالب
763600

کلمات کلیدی

تمامي حقوق مطالب براي اين وب سايت محفوظ است

 پيشنهادات و انتقادات خود را با ما در ميان بگذاريد ، خبرها و تصاوير مربوط به جنت شهر براي ما ارسال نماييد تا با نام خودتان منتشر سازيم.

  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید  و يا  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید