شهيد رضا حسيني پور

جنت شهر

زندگي نامه شهيد:

عليرضا حسيني درآخرين روزهاي شهريود 1347چشم به جهان خاكي گشود

در خانواده اي كه زحمت و تلاش براي آنها واژه اي آشنا وخودماني بود

علي كوچك در نهايت توجه وعلاقه خانواده رشد مي كرد  وهفتمين سال زندگي قدم به گلشن گذارد تا الفباي معرفت بر ضمير جانش نقش ببندد وهرگزفراموش نگردد درهمان گلشن بود  كه گل انقلاب هم شكوفا گرديد هرچند كه آن شكفتن همراه با ضربات سوزنده ي كابل بو د كه توسط عزيزي و رزاقي كه از (ماموران سابق پاسگاه) ده خير بود ند. بر شانه كوچك وظريف علي رضا نشست ، سهم اين نوجوان  ده خيري در آن انقلاب سراسر خون ورشادت بود،وپيش درآمدي بود براي تقديم تمام جان وتن در ده سال بعد!

بعد از آن مدرسه راهنمايي ميزبان ايام نوجواني عليرضا بود.مدرسه اي كه نام معلم شهيدش شاهد آن بود شهيد كمال زاهدي در اينجا بود كه رابطه معلم وشاگردي آنقدر ناب وزيبا بود كه علي رضا بسان برادري كوچك از خرمن انبوه مجالس معلمان بهره مند مي ساخت  واو را در عين كم سالي ،بسيار پخته  وآزموده تر از همگان بار اورد وتا سالها آن خوشه چين ها ادامه داشت.

در مقطع متوسطه در دبيرستان ((قدس)) داراب علي رضا جواني نو خاسته بود وتنور جنگ هم شعله ور و،مبارز ميطلبيد، ومردان مرد را به خود  مي خواند.

در اواخر سالهاي دبيرستان عليرضا هم بسان ديگر همراهان  هواي جبهه بيقرارش ساخته وعظم حضور را استوار كرد.

عليرغم چندين بار كه او را از ادامه راه بازگرداندند، عاقبت در سال 1362 پايش به جبهه داغ و تفتيده جنوب آشنا گرديد و از آن پس در هر مجال ممكن خود را به جمع ياران مي رساند ودر دومين سفر خود در عمليات رمضان همراه تني چند از دوستان مورد اصابت تركش قرار گرفت و مجروح گرديد ومدتي را در انديمشك  وبعد هم به بيمارستان شيراز انتقال يافت و بستري گرديد يادگار آن واقعه چندين تركش ريز ودرشت بود كه در تن وجان او جا خوش كرده بودند وهرگز جدا نشدند.با اتمام دبيرستان در سال 1366 بازهم در قالب لباس مقدس سربازي به پاسداري از مرزهاي اسلامي شتافت و در قسمت ترابري راننده  سوخت رسان در خط شلمچه  خدمت را ادامه داد.

جنگ در سال هشتم خود بود و  دشمن زبون به هر وسيله كشتاري چنگ مي زد ، در تيرماه 1367با كشنده ترين گازهاي شيميايي حمله ور مي شود ودر چهارم تيرماه ،عليرضاي 20 ساله به همراه دو تن از دوستان صميمي خود در جزيره مجنون ،شهد گواراي شهادت مي نوشد وچهار روز بعد بر دستان مخلص ومشتاقان  همولايتي ها در گلزار شهداء تدفين گرديد.

((متن وصيتنامه شهيد بهمراه بقيه وسايل شهيد در همان جزيره مجنون جا ماند تا ما از فيض استفاده از آن بي بهره باشيم.))

((باتقدير از خانواده شهيد وهمچنين برادر شهيد بزرگوار بخاطر تهيه اين متن ))

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

تمامي حقوق مطالب براي اين وب سايت محفوظ است

 پيشنهادات و انتقادات خود را با ما در ميان بگذاريد ، خبرها و تصاوير مربوط به جنت شهر براي ما ارسال نماييد تا با نام خودتان منتشر سازيم.

  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید  و يا  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید