شهيد قاسم خسروي

جنت شهر

فرازي از وصيت نامه:

خدایا من در برابر دریای بیکران تو قطره ای هستم در دهان موری ، و در برابر بندگان شایسته ات خاک ته کفش سپاهیانت شده ام و همراه بسیجیان معشوقت به جبهه آمده ام ، پروردگارا نمی دانم در من چه شده است، وقتی گوش میکنم سلولهای بدنم صدا می زنند ؛ یا حسین ، یا حسین وقتی که می بینم با نام مهدی (ع) به جبهه آمده ام تا کلمه مهدی (ع) را در ذهن می آورم اشکم جاری می شود ، خدایا آیا من سپاه مهدی تو هستم؟ آیا من شایستگی دارم ، اگر شایستگی دارم مرا بپذیر خدایا، به خون حسین (ع) و به مظلومیتش ، و به درد دلهای مهدی (ع) مرا هرطور صلاح می بینی به خود برسان. هرچند من بنده خوبی نبوده ام و در سر سفره بی کران تو نشستم و مدتها چشمم کور بود و خودم را می دیدم و دور و برم و غذای درون سفره بدون صاحب سفره ، هر چند من مدتهای عمرم فکر لحظه آخر را نمی کردم ، و مانند غلامی در جلو دنیا زانو زده بودم ، چه موانع و پرده هایی که بین تو و خودم بوجود آورده بودم ، خدایا چقدر نادان بودم که دنیا را بیش از تو دوست داشتم در حالی که باید منافعم و دنیایم باعث رسیدن به تو می شد. و اما من شنیده ام و از خودت نیز شنیده ام که فرموده ای : « هر چه هستی بیا من تو را می پذیرم و بازگشت کن.» من نیز بازگشتم ، و اکنون خدایا به تو که نمی توانم دروغ بگویم ، پس تو می دانی که من روی این کاغذ در مسجد واحدم با خط خودم و در حالی که اشکم جاری بود و خودکار را چند بار گذاشتم و اشکم را پاک کردم به عنوان وظیفه وصیت نوشتم خدایا من در برابر بندگان تو چه دارم که بگویم از آنجایی که ممکن است تو مرا بپذیری من از زبان تو برای همه بندگانت هرچند با دست ناتوان و روی سیاه خود در برابرت شرمم می آید سفارشهایی می کنم خدایا به آنها قلبی مهربان نسبت به من عطا کن تا حرفهای برادر بسیجی کوچکتر از خودشان و ناتوان تر از خودشان را بپذیرند و یا لااقل روی آن فکر کنند

وصیتی کوتاه از برادر کوچک بسیجی و معلم به امیدان ملت های محروم ( دانش آموزان )

سلام ، سلام به شما شکوفه های سرخ فردای بهار ، خوشحالم که با شما حرف می زنم ، زیرا می دانم که پس از اینکه صدامیان مرا نشانه گرفتند ، شما هم بعد از او اربابانشان را نشانه خواهید گرفت.  ، می دانم که شما وصیت نامه های شهدا را خواهید خواند و با چشمی باز و بینش بهتر از ما راه صحیح را انتخاب خواهید نمود. پس بگذارید به آمریکا و هر کسی که ظالم است بگویم که اگر چشمان مرا از جهان بستند شما چشمانتان باز خواهد شد اگر ما را از مادرهایمان گرفتند شما هستید ، بگذار فریاد کشم که دیگر زنجیر عبودیت مخلوق به پای امت ما برای هیچ وقت بسته نخواهد شد ، و بگذار با خونم بنویسم که نسل دانش آموز امروز چریکان ضد ابرقدرتها ي فردا خواهند شد....

خدا حافظ بچه های دانش آموز

قاسم خسروی

آموزگار

گردان کمیل – لشکر المهدی

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

تمامي حقوق مطالب براي اين وب سايت محفوظ است

 پيشنهادات و انتقادات خود را با ما در ميان بگذاريد ، خبرها و تصاوير مربوط به جنت شهر براي ما ارسال نماييد تا با نام خودتان منتشر سازيم.

  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید  و يا  این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید